السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )
244
تفسير الميزان ( فارسي )
همه اعلام كند ، و چون آيه شريفه در سياق آيات قبلى يعنى از آيه * ( « وَإِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ » ) * تا آخر سه آيه واقع شده اين معنا از آن استفاده مىشود كه منظور از آن اين است كه مشركين را دلسرد نموده و اعلام كند كه براى هميشه از او مايوس باشند ، و يقين كنند كه ديگر به هيچ وجه زورشان به آن جناب نمىرسد . باز آيه شريفه دلالت بر اين دارد كه هيچ وقت باطل دوام نمىيابد ، هم چنان كه در جاى ديگر راجع به اين معنا فرموده « وَمَثَلُ كَلِمَةٍ خَبِيثَةٍ كَشَجَرَةٍ خَبِيثَةٍ اجْتُثَّتْ مِنْ فَوْقِ الأَرْضِ ما لَها مِنْ قَرارٍ » « 1 » . بحث روايتى در مجمع البيان پيرامون سبب نزول آيه * ( « وَإِنْ كادُوا لَيَفْتِنُونَكَ عَنِ الَّذِي أَوْحَيْنا إِلَيْكَ . . . » ) * گفته است كه مشركين به رسول خدا ( ص ) گفتند از بدگويى و توهين به خدايان ما و احمقانه خواندن عقايد ما دست بردار ، و اين اطرافيانت را كه همه از طبقه فقراء و بردگان متعفن هستند از دور خود دور كن تا ما به تو نزديك شويم ، و گوش به گفتارت بدهيم ، و رسول خدا ( ص ) از شنيدن اين پيشنهاد به مسلمان شدن آنان اميدوار شد ، و لذا آيات مذكور نازل گرديد « 2 » . مؤلف : در الدر المنثور هم قريب به اين معنا را از ابن ابى حاتم از سعيد بن نفير روايت كرده « 3 » . و اما روايتى كه از ابن عباس آورده كه گفته است « امية بن خلف و ابو جهل بن هشام و مردانى ديگر از قريش نزد رسول خدا ( ص ) آمده و گفتند : بيا خدايان ما را دست بكش و زيارت كن ، تا ما هم به دين تو درآئيم ، و چون رسول خدا ( ص ) از كناره گيرى فاميلش ناراحت بود و به اسلام آنها علاقه زيادى داشت دلش به حال آنان سوخت ، در نتيجه اين آيه تا جمله » نصيرا « نازل شد » روايت قابل اعتمادى نيست چون با ظاهر آيات نمىسازد ، آرى آيات از نزديك شدن به ركون ( ميل ) نهى مىكند تا چه رسد به
--> ( 1 ) و مثل سخن ناپاك مانند درخت ناپاك است كه ريشه آن نزديك بر روى زمين است نيست مر آن را ثباتى و استحكامى . سوره ابراهيم ، آيه 26 . ( 2 ) مجمع البيان ، ج 4 ، جزء 15 ص 80 چاپ بيروت . ( 3 ) الدر المنثور ، ج 4 ، ص 194 .